تبليغاتX
چشم انتظاران

چشم انتظاران

اي دو سه تا كوچه زما دورتر ...

معراج پیامبر (قسمت اول)

(داستان معراج پیامبر قسمت اول)

 

 


به بهانه نزدیک شدن به مبعث پیامبرمون خواستم در مورد معراج ایشون در سه یا چهار قسمت مطالبی رو بنویسم که امیدوارم مفید باشه.

امیدوارم که با نزدیک شدن به زمان برگزیدن اشرف مخلوقات به مقام نبوت ظهور فرزندش رو هر چه بیشتر در دلهایمان درک کنیم ...

معراج پيامبر ...  معراج انسان الكاملي به عوج ملكوت ...

انساني كه به نمايندگي تمامي ابناء بشر به آسمان عروج ميكند و به سلام خداوند ندا ميدهد. كه: "سَلامٌ هِيَ حَتي مَطلعِ الفَجر".

 چنانكه به نَفَس دعاي آن صاحب دل بر ما منت ميگذارند و دعايمان را مستجاب ميكنند كه: " وَ لَقَد مَننا عَلي المُومِنين اِذ بَعَثَ فيهِم رَسُولاً"

یعنی: { ما بر شما منت نهاديم زماني كه برايتان رسول را مبعوث كرديم } و نعمتي بالاتر از اين نميتوان يافت چرا كه از ما منفصل نميشود.

 

و در اين باره از افلاطون پرسيدند كه چه نعمتي از خداوند بخواهيم؟ گفت: نعمتي كه خيرش از شما جدا نشود.

 

لذا پیامبر هم در عوج ملكوت و در آن عظمت از خداوند براي انسانها و فرقهای مختلف درخواست كرد كه :

اي دهنده عقلها فرياد رس

تانخواهي تو نخواهد هيچ كس

اي دهنده قُوت و تمكين و ثبات

خلق را زين بي ثباتي ده نجات

 

و همو بود كه وي را رحمة الآلمين خواندند.

 

 بعضي گويند: او كه خود به تمامي عقل بود پس چگونه بود كه ايشان را به مُزَمِّل ( كسيكه جامه به خود پيچيده ) ياد كردند؟

در جواب است كه او نماينده ابناء بشر است و به عقل تعبير ميشود كه:

خواند مزمل نبي را زان سبب

    كه برون آی از گليم اي بو الكرم

چون تو داري نور وحي شعشعي

رخ مكن پنهان به رقم مدعي

اين قم اليل كه شمعي اي همام

شمع دائم شب بود اندر قيام

 

و نظامي شاعر بزرگ گفته كه : او اُمي(بیسواد)بود، ولي اُمي بودنش تنها دو حرف است چرا كه از الف آدم تا ميم مسيح را مي دانست.

امي و گويا به زبان فصيح

از  الف آدم و ميم مسيح

همچو الف راست به صدق و صفا

اول و آخر شده بر انبيا

گوش جهان حلقه كش ميم اوست

خود دو جهان حلقه تصميم اوست

 

و چه ميتوان گفت از او كه شيخ محمود شبستري (عارف بنام) فرمود:

ز احمد تا احد يك ميم فرق است 

جهاني اندر آن يك ميم غرق است

 

بنابراين مقامش رفيع است.

و حقا كه هموست كه: "و الصبح اذا تنفس" و حقا كه: "و اليل اذا عسعس" تمام نيروهاي اهيمي هستند.

پس در مورد مقامش چيزي نميتوان گفت كه كتب فراوان گفته اند و او همچنان فراتر از آن است كه نوشته اند :

شرح اين گر من بگويم بر زبان

صد قيامت بگذرد وان ناتمام

گر تو ميدادي مرا پانصد زبان

كردمي وصف تو اي جان جهان

يك زبان دارم من آن هم منكسر

در خجالت از تو اي داناي سر

 

--------------

-----

((پایان قسمت اول))

+ نوشته شده در  یکشنبه 29 مرداد1385ساعت 7:3 قبل از ظهر  توسط مطهری  | 

بدون شرح

 

الهم عجل لولیک الفرج

یا صاحب الزمان

+ نوشته شده در  شنبه 28 مرداد1385ساعت 6:22 قبل از ظهر  توسط مطهری  | 

طلعت دلدار

 

دیدن طلعت دلدار بصیرت خواهد   عاشقان صاحب چشم دگری باید بود

در شبي از شب ها

كركس خون آشام

گنبدي چون فرق حيدر را شكست

در همان نزديكي

من يتيمي ديدم

اشكباران مي دويد

چون دويدن هاي زينب در زمين كربلا

از مكاني ناشناس

ناله هايي مي شنيد

ناله هاي مادرش زهرا بود

آه سوزاني گفت:

مهدي ام چاه ندارد مردم...

در طنين ناله ي هفت آسمان

از زمين كربلا

خون جوشيدن گرفت

آسمان سامرا

اشك باريدن گرفت

از فراز ندبه هاي آسمان جمكران

اندرون انفجار بغض هاي بيكران

از نيستان دل و اشك يتيم

ناله هايي پر كشيد

ناله ي ياابن الحسن...

ناله ي امن يجيب...

ناله ي المستغاث...

و يتيمان جهان

ناله هايي مي زدند:

ما پدر گم كرده ايم

در هجوم ضربه هاي كينه توزان زمان

ما پناهي در زمين و آسمان گم كرده ايم

شانه هاي مهربان گم كرده ايم

يوسف گمگشته ي اهل زمين و آسمان

با وجود بودنت اندرميان مردمان

در هجوم سايه های غفلت و ظلم و گناه 

ما تو را گم كرده ايم...

گوش هاي قاصدك

ناله ها را مي شنيد

ناله ها را تا فراز آسمان ها مي برد

اندكي مي گذرد

قاصدك مي آيد

و به من مي گويد

كه سحر نزديك است

و سپس مي گريد

بعد از آن مي گويد:

خاتم پيغمبران

باخداوند جهان اينگونه اشك آلود نجوا ميكند...

يا رب به جان فاطمه

يا رب به اشك آن يتيم

در حصار ميله هاي آتشين

در هجوم تيرهاي زهرگين

در هجوم ضربه هاي كينه توزان زمان

امتم را درياب

امتم را درياب

مهدي ام را درياب...


برگرفته از بلاگ یتیمان جهان

+ نوشته شده در  سه شنبه 24 مرداد1385ساعت 1:23 بعد از ظهر  توسط مطهری  | 

دريچه اي رو به اميد


بيا كه صبر برايم چه خوب معنا شد

در انتظار ظهورت دلم شكيبا شد

                  تمام دفترعمرم سياه شد اما

                  اميد ديدن رويت دوباره پيدا شد

چه جمعه ها كه گذشت و نيآمدي آخر

دعاي منتظرانت حديث شبها شد

                     چكيده قطره اشكي زديدگان زان پس

                      فضاي سبز نيايش پر از تمنا شد

حصار يأس چه زيبا شكست با يادت

ولي چگونه بگويم كه عقده ها وا شد

                      هنوز مانده به دل آرزوي ديدارت

                      بيا بيا كه بهارم خزان غمها شد

مرضيه تاجري

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 مرداد1385ساعت 0:21 قبل از ظهر  توسط مطهری  | 

روز پدر مبارک

فردا روز پدره ... روز پدر ...
اين روز عزيز رو به همه پدران تبريک ميگم ... به همشون!!

پدر زير سايه مادر قرار گرفته ... و مادر زير سايه پدر ...

ايام اعتکاف از فردا (13 ماه رجب) شروع ميشه و من هم همراه دوستام ميخوام سه روز رو تو مسجد باشم ... اين اولين باريه که ميخوام برم به اعتکاف ...
قراره ساعت 2:30 بامداد صبح فردا بريم به مسجد ... خلوت با خدا خيلي برام لازمه ... خيلي ...
تو اين دنياي پر از زرق و برق و سر و صدا و بگير و ببند .... بايد يه چند روزي رو بدور باشم و با خدا خلوت کنم...
دعا کنيد که مثمر ثمر باشه اين اعتکاف ... و وقت تلف کردن نباشه.

 

روز علی مبارک

به بهانه ميلاد امير المومنين (ع):

يه روانشناس و جامعه شناس معروف به نام اريک فروم مي گه:
((تنهايي زاده عشق است و بيگانگي)).
راست ميگه!
کسي که به يه معشوق عشق مي ورزه، با همه چهره هاي ديگه بيگانه ميشه.
انسان به ميزاني که به مرحله ي انسان بودن نزديکتر ميشه، احساس تنهايي بيشتري مي کنه.
شرح حال نوابغ رو اگه بخونيم مي بينيم که يکي از صفات مشخص اونا تنهائيشون در زمان خودشونه. در زمان خودشون مجهولن، غريبن و در وطن خودشون بيگانه اند .... و جالب اينجاست که آيندگان بهتر اونها رو مي فهمن.
چه کسي تنها نيست؟
کسي که با همه، يعني در سطح همه است .
کسي که رنگ زمان به خود ميگيره.
رنگ همه رو بخودش ميگيره و با همه تفاهم داره و در سطح موجودات و با وضع موجود به هر شکلي منطبقه.
اين آدم، احساس تنهايي نم کنه. چرا که از جنس همه است.
اين آدم، در جمع مي خوره و مي پوشه و مي سازه و لذت مي بره.
احساس عشق در يک روح، به ميزاني که اين روح رشد کنه، قوي تر و شديدتر و رنج اور تر ميشه.
علي در سطح هيچکدام از اصحاب پيامبر نيست.

قسمتهايي از مناجات علي (ع):


اي خداي من اگر گناهانم زياد و متراکم است، عفو تو از گناه من وسيع تر و افزون تر است.
اي خداي من اگر هزار سال عذابم کني، رشته اميدم از تو قطع نمي گردد.
اي خداي من انتظار دارم که اميدم را نااميد مگرداني، قلب مرا عوض نکني، چون من طمع به جريان و ادامه ي جود تو دارم.

شخصيتهاي ملل اسلامي درباره علي(ع):

توماس کارلايل: ما نمي توانيم از ستايش و مدح علي(ع) خودداري کنيم، زيرا جواني بود بزرگ منش و دلاوري با شجاعتي بي مانند، او با مهرباني آميخته بود و عدل و داد تنها شعار اخلاقي اين قهرمان مذهبي بود.
بولس سلامه : من يک مسيحي هستم ولي ديده اي باز دارم و تنگ نظر نيستم، من درباره ي شخصيتي بزرگ صحبت مي کنم که مسيحيان جهان در اجتماعات خود از او سخن مي گويند.
ايليا پاوليچ پطروشفسکي: استاد تاريخ در دانشگاه لنينگراد اين گونه مي گويد: علي پرورده محمد و عميقا به وي وفادار بود ... در امور اخلاقي بسيار خرده گير بود و از مال پرستي دور هم شاعر و هم مردي سلحشور بود.
فواد جرداق مسيحي: هر گاه دشواريهاي زندگي به من روي مي اورد و از رنج روزگار آزرده مي شوم، به آستان علي پناه مي برم، زيرا او پناهگاه هر ماتمي است،
دکتر شبلي شميل از پيشتازان مکتب ماديگري: علي بزرگ بزرگان جهان، يگانه نسخه منحصر به فردي است که نه در گذشته و حال ، و نه شرق و غرب، جهان نمونه اي مانند او نديده است.
جبران خليل جبران شاعر نامدار مسيحي: به عقيده من، پسر ابوطالب اولين قديسي است که با روح کلي همنشينيها داشته است.... او در حالتي از دنيا رفت که نماز را بر زبان داشت و قلبش از شوق لقاي پروردگار سرشار بود، اعراب حقيقت مقام او را نشناختند، تا زمانيکه مرداني از ايران ظهور کردند و گوهر و سنگريزه را تشخيص دادند.

در کعبه شد پديد و، به محراب شد شهيد
نازم به حسن مطلع و حسن ختام تو

 

به مانند سحر شاد باشید و پر امید!

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 16 مرداد1385ساعت 8:20 بعد از ظهر  توسط مطهری  | 

نصر من الله و فتح قریب

 

به کدامین گناه کشته شدید؟؟؟؟

یا صاحب الزمان ...

کدامین صبح است که طلوع کنی و ....

کدامین شب است که جهان روزش را با عدالت تمام کند؟

در کدام نقطه از زمینی، می دانم دیده ای آنچه را که در قانا رخ داد...

و این فاجعه ایست از هزاران فجایع که تو میدانی و خلق نمیدانند...

خیلی دردناکه!


چطور می تونن این کار رو بکنن!!


ایا کودکان تروریست اند؟


به کدامین گناه کشته شدید؟


الا که راز خدایی خدا کن که بیایی!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه 11 مرداد1385ساعت 12:54 بعد از ظهر  توسط مطهری  | 

تقدیر نامه...

 

کاش صاحب برسد...

کاش صاحب برسد ....                         

                             ما جوانان همه را در ره خود پیر کند.

هیچ کس کاش نباشد نگهش بر راهی    

                             چشم بر در بود  و  دلبر  او  دیر  کند.

کاش چشم گل زهرا به دل ما افتد          

                             با نگاهش به دل غم زده تاثیر کند.

کاش از روی ترحم گذرد بر دل من            

                             خود بسازد  دل  ویرانه و تعمیر کند.

کاش صاحب نفسی هم دم ان خسته شود

                             که به گرمی دلش مسئله تعبیر کند.

چند سالیست که از هجر رخش می گیریم  

                             کاش با نیمه نگه از همه تقدیر کند.

کاش  روزی  بدهد  تکیه  به  دیوار  حرم     

                             با همان لحن علی  نغمه  تکبیر  کند.

+ نوشته شده در  یکشنبه 8 مرداد1385ساعت 9:43 قبل از ظهر  توسط مطهری  | 

دروغ!


روز قیامت همه رو مجازات می کنن که چرا کم خواستین ؟!!! ... چرا حرص نزدین؟!!!!

آدما فریاد می زنن که ما حرص زدیم...

بعد خطاب میشه ... آره شما حرص زدین ولی راجع به چی حرص زدین؟

چه چیز رو می خواستین بدست بیارین؟

در مورد چیز بی ارزشی حرص زدین.

لذا روز قیامت ملامت می کنن آدمایی رو که همتشون کم بوده و چیز کمی رو طلب کردن و خواستن.

 

تقدیم به تو...

...

آره!

آدمی که دروغ میگه بخاطر اینه که به کم قانعه ... مثلا بخاطر اینکه صد هزار تومن گیرش بیاد دروغ میگه، ولی متوجه نیست که صد هزار تومن کمه!

متوجه نیست که راستی و شرافت ملیاردها تومن ارزش داره!

اینکه آدم تو شهر راه بره و همه بگن این آدم دروغ نمیگه ... انصافا این چند ملیارد ارزش داره؟

این رو می خوای بدی مثلا صد هزار تومن گیرت بیاد؟

این جهالت نیست؟ .... واقعا این رندیه که ما این کار رو بکنیم ؟

...

همیشه سبز باشی

من خودم بارها دروغ گفتم ... و جالب اینجاست که بخاطر همین کار خیلی چیزا گیرم اومد ... ولی بعد از یه مدتی که میگذشت متوجه میشدم اون چیزی که برای بدست آوردنش دروغ گفتم برکت نداشته ....

متوجه می شدم که برای دروغی که گفتم مجبورم یه دروغ دیگه بگم و همینطور برای این دروغ یه دروغ دیگه ...

بعد از مدتی زبونم به دروغ گفتن عادت کرد و چپ میرفتم راست میرفتم ... دروغ پشت دروغ ...

دیگه رفیقام, پدرم و مادرم و خیلی از نزدیکام زیاد رو حرفم حساب باز نمی کردن و برای تایید حرفام از یکی دیگه تاییدش رو می گرفتن .

خوب این برام خیلی کسر شان بود که منی که رو حرفم حساب باز میکردن چرا به این فلاکت برسم ...

دارم رو خودم کار میکنم که دروغ نگم ... شما برام دعا کنید ...

 

بنظرم راستی و شرافتی که به خاطر مبلغی هر چند کلان از بین بره یه معامله اشتباهه.

اشتباهی که تاوونش رو مدت زیادی باید بپردازی.

  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1 مرداد1385ساعت 5:17 بعد از ظهر  توسط مطهری  |