تبليغاتX
چشم انتظاران

چشم انتظاران

اي دو سه تا كوچه زما دورتر ...

جهان بی عدالت!

همیشه تو این فکر بودم که دنیا از این بدتر هم می تونه بشه؟

البته می تونه بشه! و میشه!

ظلم و ستم بیشتر! بی عدالتی بیشتر! جنگ و خونریزی فراوانتر! فسق و فحشا و هزار جنایت دیگه بیشتر!

ولی تا کجا...

 

 

آخر این راه کجاست... جالبتر اینکه هر روز به گروههای مدافع حق و حقوق انسانها افزوده تر میشه!

هر روز کلمات زیباتر و پر محتواتر مبنی بر نجات انسانها توسط همین گروه ها به زبون آورده می شه. انگار هر چه تلاش مي كنن به جايي نمي رسند و اين تلاششون نتيجه عكس داره!

ولي حرفم اينه كه جهان بدتر از قبل شده! خيلي بدتر! و توانايي بدترين شدن رو هم داره! ولي براي من كه تو اين جهان زندگي ميكنم بدترين شدن فرقي با بدتر شدن كه الان هست نداره!

به اصطلاح آب جوي وقتي كه بره، رفته و ديگه بر نميگرده!

حالا هم جهان از اون خط قرمز گذشته و ديگه فرقي نداره بدتر باشه يا بدترين!

فكر اينكه در گوشه اي از  جهان تجارت انسانها و تكه تكه كردن بدن كودكان و خريد و فروش اعضاء امري عادي شده باشه جگرم رو مي سوزونه.

فكر اينكه در گوشه اي از جهان انسانهايي به خاطر نبود يا كمبود آب،  مواد غذايي، دارو به شدت در معرض خطر مرگ هستند و الان هم در حال جان دادن هستند دلم رو به درد مياره!

فكر اينكه در زندانهايي كه براي تنبيه انسانهاي شرور ساخته شده! بدون هيچ نظارتي و دور از چشمان ديگران دست به فجيع ترين شكنجه ها كه فكرش لرزه بر اندام مي اندازد مي كنند؛ سينه ام را تنگ ميكند.

تجسم ويران كردن خانه ها و بيرون راندن انسانهايي از وطن و خاك مادريشان برايم ملموس نيست!

كشاندن و باز گذاشتن راه انسانهايي كه از روي جهالت و گمراهي ديگران را به فحشا و منكرات وا مي دارند و از آن سو بستن مهر سكوت و خموشي بر روي دست و زبان دانشمندان و عالمان براي هدايت ديگران دل را مي ميراند.

اين دنيا ديگه فكر نكنم روي سعادت رو به خودش ببينه!

البته قبول دارم که بايد تلاش كرد و در برابر ظلم و جور ایستاد و زمینه اصلاح جامعه رو فراهم کرد ولی به این راحتی نمیشه...

خیلی دوست دارم ببینم که سرتاسر دنیا از عدالت پر شده!

خیلی دوست دارم ببینم دنیایی رو که تمام انسانها هیچ کدورتی نسبت به هم ندارن!

و خیلی دوست دارم ببینم زمان ظهور اون منجی رو که همه به اومدنش دل بستن.

منجی ای که دنیا رو پر از عدل می کنه.

بیــا ای تـک ســوار جاده نور    جدا کن غم ها از دست و پامان

+ نوشته شده در  چهارشنبه 20 اردیبهشت1385ساعت 11:20 قبل از ظهر  توسط مطهری  | 

نیایش

جلال الدی رومی درباره عدم استجابت بعضی از نیایش ها، مَثَل زير را مي آورد كه، شخصي مدتي دعا كرد و الله الله گفت و دعايش مستجاب نگشت. در نتيجه، نيايش را ترك كرد و حضرت خضر (ع) را در خواب ديد:

گفت : هين از ذكر چون وامانده اي؟              چه پشيماني از آن كش خوانده اي؟

گفت: لبيـــكم نـــمي آيد جـــــــــــواب            زان همي ترســــم كه باشم ردّ باب

گفت خضرش كه خدا اين گفت به من            كه بـــــــــرو با او بگــــــو اي مـــمتحن

بلــــــكه آن اللهِ تــــــو لبيــــكِ ماسـت             وان نياز و درد و سوزت پيك ماســـت

ني تــــو را در كـــــار مـــــن آورده ام؟              نه كه مـــن مشغول ذكـــرت كرده ام؟

حيلـــــه ها و چاره جــــويي هاي تو               پيكِ ما بــــوده  گشــــاده  پاي  تـــــو

دردِ عشـــــق تو، كمند لطف ماست              زير  هـــر  ياربّ  تــو،  لبيك هاســــت

+ نوشته شده در  دوشنبه 11 اردیبهشت1385ساعت 9:18 قبل از ظهر  توسط مطهری  |