به نام الله
خيلي دلم گرفته .... احساس نااميدي ميكنم ...
خدا خير بده كساني رو كه اين پايگاه رو بوجود آوردن تا من و امثال من بتونيم به راحتي فضايي تهيه كنيم و درد دلمون رو توش بنويسيم ...
درسته كه جوونم و خيلي ناپخته ولي احساس ميكنم مدتهاست كه انتظار ميكشم ... عادي شده انتظار كشيدن برام.
طوري شده كه (نعوذباالله) فكر مي كنم اصلا قرار نيست، مهدي بياد!!
مي دونم كه خيلي از اونايي كه از دنيا رفتن الان غبطه من رو مي خورن، غبطه من و امثال من كه در شوق اومدن يار انتظار مي كشيم...
ولي مي ترسم، مي ترسم كه من هم مثل اونا از دنيا برم و اون روز طلايي رو نبينم ...
ترسم كه بيايي و من آن روز نباشم ساقي بده جامي كه به ياد تو بميرم
دلدار مني يابن الزهرا تو يار مني يابن الزهرا
دلم مي خواد احساس درونيم رو به همه رفيقا و دوستا بگم....
من!!! صاحب اين وبلاگ!!!! مي خوام به تو بگم!! به تــــــــــــــو!!!!
.... كه من از دنيا لذت ميبرم فقط به خاطر اين انتظاري كه براي مهدي مي كشم...
.... لذت بخش ترين و لذيذترين لحظات زندگي من گريه كردن برا امام حسينه ....
من كسي نبودم .... من هيچي نبودم .... اين مقام رو به من اهدا كردن .... خدا رو شكر ميكنم ....
ولي ....
باز خسته ام .... خسته .....
كي ميايـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــي!!!!



+ نوشته شده در چهارشنبه 26 بهمن1384ساعت 3:16 بعد از ظهر  توسط مطهری
|
اولين كار در نزديك شدن به خدا ترك گناه است. من در اين راه تلاش زيادى مىكنم اما گاهى از اوقات
نمىتوانم بر نفس خودم غالب شوم و مبادرت به انجام گناه مىكنم كه بعد از خدا شرمنده مىشوم، و از خودم كه نتوانستهام از انجام گناه جلوگيرى كنم بسيار بدم مىآيد. من چگونه مىتوانم در اين حالات ياد و بزرگى خدا و ناظر بودن او را بر خودم به نفسم بنمايانم و از گناه كردن جلوگيرى كنم؟
1- آيا ذكر يا آيهاى از قرآن مجيد در اين مورد وجود دارد؟
2- چگونه مىتوانم توبه واقعى انجام دهم و ديگر گرد آن گناه نروم؟
خوب ببين مصطفي! بايد گوش به عقلت كني ...
ممكنه ترك گناهى كه عادت شده، در اول كار، كمي مشكل به نظر برسه، اما خوب عواقب خطرناكي كه هم در دنيا و آخرت داره رو بايد مد نظر داشته باشي و بدوني كه با يه گناه، خودت رو تو دنيا و آخرت به بدبختى مي رسوني.
با اراده اى جدى ، با توكل به خدا و كمك از درگاهش چنين گناهايى رو ميشه ترك كرد و از ديدن و شنيدن صحنه ها و مطالب شهوت انگيز و معاشرت با دوستاي خفن جدا بايد پرهيز كرد.
من فكر ميكنم اگه كسي بتونه:
هر روز كمي قرآن بخونه، به اهل بيت توسل كنه و توجه، فكرش رو مشغول كسب تحصيل و علوم مختلف بكنه، ورزش مستمر داشته باشه، كار مفيد و هنرهاى سودمندى چون خطاطى، نقاشى، صنعت و...در طول روز داشته باشه، هر از چند گاهي ياد مرگ و روز قيامت بيوفته و ...
مى تونه تو اين راه موفقيت كسب كنه و به درجاتي بالا برسه.
طي اين مرحله بي همرهي خضر مكن ظلمات است بترس از خطر گمراهي
+ نوشته شده در سه شنبه 18 بهمن1384ساعت 12:41 بعد از ظهر  توسط مطهری
|





ديروز يه جمله اي خوندم تو يكي از برگها كه خيلي فكرم رو به خودش مشغول كرده..
نوشته بود:
بر سر شهوات با نفس بجنگيد تا حكمت قلبتان را فراگيرد.
فكر ميكنم كه اين گفته برا هممون قابل فهم باشه؛ ولي خوب اجرا كردنش كمي سخته
جنگيدن با نفس نياز به صبر، انجام كارهاي خوب و لطف خدا داره.
صبر بر گناه يعني شكيبايي به خرج دادن و گناه نكردن ... اولش براي كسي كه پيرو هواي نفسشه خيلي سخته ولي بعدش راحت ميتونه پا روي نفسش بزاره .. و در آخر اونقدر پيشرفت ميكنه كه همه رو به تعجب ميندازه.
انجام كارهاي خوب : به نظر من كسي كه سعي ميكنه در روز حتي المكان يك كار خوب مافوق برنامه كارخوب روز قبلش انجام بده بطوريكه بعد از انجام دادن اون عمل از درون به يك شادي دست پيدا كنه، اين حسي كه در درونش پيدا ميشه ناخدا گاه فكرهاي پليد شهواني رو ازش دور ميكنه، و به مرور زمان ديگه ذهنش خالي از اينجور افكار ميشه.
و لطف خدا : خدا از من به من نزديكتر ... از همون اول كه ميخواي پا روي نفست بزاري اون مطلع بوده.. لذا لطفش رو از همون موقع بهت سرازير ميكنه.
در مورد مطالبي كه نوشتم فكر كن!!!
+ نوشته شده در پنجشنبه 6 بهمن1384ساعت 3:7 بعد از ظهر  توسط مطهری
|
تقديم به تو كه ديدنت را انتظار مي كشم

همه شب با دلم کسی می گفت
"سخت آشفته ای ز دیدارش
صبحدم با ستارگان سپید
می رود، می رود، نگهدارش"
من به بوي تو رفته از دنيا
بي خبر از فريب فرداها
روي مژگان نازكم مي ريخت
چشمهاي تو چون غبار طلا
تنم از حس دستهاي تو رها
مي شكفتم ز عشق و مي گفتم
"هر كه دلداه اش به دلدارش
ننشيند به قصد آزارش
برود، عشق من نگهدارش"
آه، اكنون تو رفته اي و غروب
سايه مي گسترد به سينه راه
نرم نرمك خداي تيره غم
مي نهد پا به معبد نگهم
مي نويسد به روي هر ديوار
آيه هايي همه سياه سياه
+ نوشته شده در شنبه 1 بهمن1384ساعت 1:14 بعد از ظهر  توسط مطهری
|