تبليغاتX
چشم انتظار

چشم انتظار

شاید این جمعه بیایید شاید...

شعر زیبا انتظار

دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390

یا اباصالح المهدی ادرکنی «عج»

امسال بیا بهار را حفظ کنیم

چشم و دل بی قرار را حفظ کنیم

جمعه نه، تمام هفته با ندبه ی خود

حیثیت انتظار را حفظ کنیم ...

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 23:41 توسط گمنام

درد دل با امام زمان علیه السلام

جمعه چهاردهم بهمن 1390

بنام او که خالق یاس ونرگس است

یا رب المهدی بحق المهدی اشف صدر المهدی بظهور الحجت


http://www.up.mihancamp.com/images/7zsvz3uv9kvtzgx2t6d.jpg


ای روح دعا سلام مهدی

1170 بهار وخزان گذشت ونیامدی0سالهاست نگاهم پشت پنجره ای که متعلق به فرداست قاب گردیده وگرد وغبار هجران برآن سایه افکنده0

عمری است که برای آمدنت بی قرارم0 یابن الزهرا،ببین از فراقت سخت بارانیم0 ببین ثانیه ها چگونه از هجر تو بغض کرده وبه هق هق افتاده اند0

آقا جان!حیف نیست ماه شب چهادره پشت ابرهای تیره وپاره پاره پنهان بماند،حیف نیست دیده را شوق وصا ل باشد ولی فروغ دیده نباشد0

بیا وقرار دل بیقرارم شو0 بیا وصداقت آینه را به زلال آبی نگاهت پیوند بزن0 بیا تا سر به دامانت بگذارم وعقده های چندین ساله ام را باز کنم0 تو که معنای سبز لحظه هایی بیا تو که ترنم الطاف حق تعالی بیا0

بیا که از هجرت چون اسپندی بر آتشم0 یوسف فاطمه!کی طنین دلنواز انا بقیه ا000 تو از کعبه مقصود جانها را معطر می نماید0 کی کعبه به خود می بالد وزمین بر قامت دلربایت طواف عشق می گزارد وجان در سعی وصفای نگاه تو محرم می شود ومناسک حج وقربان را بجای می آورد0 برای آمدنت تمام دلهای عشاق دنیا را به ضریح چشمهای قشنگ وعباس گونه ات گره زده ایم ودر مراسم اعتکاف شبهای فراق برای گرفتن حاجتمان دست به دعا برداشته ایم0 آقا جان برای آن لحظه که سبز پوش با پرچم یالثارات الحسین در انتهای افق غباری بپا می شود وتو با ذوالفقار حیدر وسوار بر اسب سفید قصه ها می آیی لحظه ها را بدست باد می سپارم0

بگذار صادقانه بگویم که کهانسالترین آرزوی دلم آرزوی وصال توست!آرزویی که برای بدست آوردنش تمام کلافهای عمرم را به بازار معشوق فروشان برده ام وخودم را در جرگه خریداران یوسف زهرا(س) قرار داده ام0

نازنینم!تو زیبا ترین دلیل برای شبهای قدر وشب زنده داریهای منی تو ضیاعین ودلیل امن یجیب منی 0

آقا جان! می خواهم برایت قصه بگویم 0 قصه سیب وگندم ومردی که سالهاست در میان مردم چشمم ایستاده،قصه خوشه خوشه انتظار وچشمانی که درو میکنند،قصه باران وسطرهایی که دلواپس پونه هاست،قصه اسب وخیال آمدن تو در باران،قصه هایی که مشق هر شب من است0

کاش می شد واژه ها را شست وانتظارراتفسیر کرد ولی افسوس000

میدانی مرز انتظار کجاست!؟آنجا که قطره اشک منتظری سدی از دلواپسی ساخته وقطره قطره انتظار را ذخیره می کند،آنجا که وجودش چون جرعه ای آب از تشنه ای رفع عطش می کند آنگاه که می فرماید اگر شیعیان ما مرا به اندازه قطره ای آب بخواهند هر لحظه ظهور من نزدیکتر می شد0

حس می کنم نزدیکی آنقدر نزدیک که با آمدن یک نسیم تو را احساس کرد وبویید0

خوب می دانم که آخر دل سنگ وطلسم نحس قصه را می شکنی وآنگاه زمان وصل وجان نثاری می رسد0

پس بیا از پس کوچه های انتظار ،بیا که شعرهایم بی قافیه مانده اند،بیا که با آمدنت گم میشود در تبسم تو بغض چندین ساله ام،بیا که غزلهایم مضمون ندارند ومثنوی عشق نا تمام است0

محبوبم!هر روز که میگذردبیشتر از قبل دلم برایت تنگ می شود0 عشق تو سراسر وجودم را فرا گرفته و اگر دلم را بشکافی بر لوح آن نام تو هگ گردیده وکنون ای بهار عشق!می ترسم از خزان عمرترسم از ندیدن است بگو که تا خزان من آیا فرصت بهار دیدن است؟

یابن الزهرا!"لیت شعری أین استقرت بک النوی"0 کاش میدانستم که کجا وکی دلها به ظهور تو آرام خواهند گرفت0

بنفسی أنت!

به جانم سوگند که تا طلوع صبح صادق به انتظارت خواهم ماند ولحظه ها را با تمام سنگینی به دوش می کشم وسکوت ثانیه ها را به ازای فریاد زمان تحمل می کنم فقط برای رسیدن به لحظه با شکوه وصا لت0

آقا جان!

دروادی انتظار زمان را بنگر که چگونه از هجر تو همچون شمع ذره ذره آب می گردد0 کی می آیی که قطره ها به دریا بپیوندند؟خیبر گشای فاطمه(س) کی می آیی؟

کی می آیی که کران تا بیکران دلم را برایت چراغانی کنم وچشمانم را فرش قدومت نمایم؟

بیا که بهار بی صبرانه مشتاق آمدن توست وقلبم جویبار اشکهایی که هرروز وشب برای فراق تو ریخته می شوند0

منتظرم!بیا که با ظهورت آیه"والنهار اذا تجلی" تأویل گردد0 بیا که چشمه سار وجودم سخت خشکیده وفریاد العطش برآورده،بیا تا از نرگس چشمانت عطری برای سجاده ام بگیرم0بیا ومرا زائر شهر قاصدکها کن،بیا000

دلم برای ورود هر عشقی غیر از عشق تو بن بست است ودیده ام جز برای فراق تو نمی بارد0 بیا که هجر توآیه"ان عذابی لشدید" را تفسیر می نماید0 آقا جان!بحق کوچه وچادر خاکی بیا،بیا که سید علی ماتنهاست وچاهی ندارد که غصه هایش را بااو در میان بگذارد0 بیا ورأس سبز شاپرکهایی باش که در جستجوی قبر یاس سرگردان کوچه های هاشمیند0

ای پیدا ترین پنهان من!

تا تو بیایی مروارید چشمانم رابرای سلامتیت صدقه می دهم وبرای آمدنت روزه سکوت می گیرم وبا جام وصال تو افطار می نمایم0 نذر کرده ام که بیایی تا جان شیرین را فرش قدمها یت نمایم0 پس بیا که نذر خود را ادا کنم0

ای آفتاب عمر!

تا تو بیایی انتظار را قاب میکنم وبر لوح دلم می کوبم0 فریاد را حبس می کنم وبه سکوت اجازه حضور می دهم0 در نبود تو جام تلخ فراق را سر می کشم وسر به دوش هجران می نهم وبرای آمدنت دعا می کنم0 به امید آنروز هزار وصد وهفتادمین شمع را روشن می کنیم ومنتظرت می مانیم0

به خدای کعبه می سپارمت وسبد سبد نرگس ویاس چشم براهی میکنم0

کاش می شد که خدا

اجازه ظهورت می داد

کاش می شد

که در این دیار غربت

ومیان موج غمها

به سکوت سرد وسنگین

رخصت خاتمه می داد

کاش می شد

جمعه ما

شاهد ابروی زیبای تو می شد

دیده نا قابل ما

فرش کیسوی تو می شد

کاش می شد

انتظار منتظر بپایان رسد

وهوا میزبان یاسها و

نسترنها

خاک پای مهدی زهرا شود

کاش می شد

تو هم از انتظار خسته شوی و

برای فرج دعا کنی

کاش می شد000

                                             


لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 22:1 توسط گمنام

محبوبیت اجتماعى حضرت مهدی (عج)

چهارشنبه پنجم بهمن 1390

             http://mouood.org/media/k2/items/cache/6eee54acabafb55700da2aa842894d9e_M.jpg                          

محبوبیت اجتماعى حضرت مهدی (عج) 


حضرت مهدى (علیه السّلام) قیام نمى کند تا زمانى که نفس زکیّه به شهادت مى رسد. پس هنگامى که نفس زکیه کشته شد، اهل آسمان وزمین، بر قاتلان او خشم ناک مى شوند. در این هنگام است که مردم، گِرد مهدى (علیه السّلام) جمع مى شوند، و او را همانند عروسى که شب زفاف به سوى خانه ى شوهر مى برند، براى حکومت مى آورند.


در دوران پیش از ظهور که یأس، سایه ى سیاه خویش را بر وجودِ بشریت مى گستراند، خصیصه ى آینده نگرى انسان، حسِّ امید را، ناخودآگاه، از دلِ انسانیّت هاى مدفون مى رویاند وآدمى را به (روزى دیگر) بشارت مى دهد. بى گمان، نسلى که دچار یأس ها و سرخوردگى ها است، در پى دیدنِ روزى خواهد بود که تمامى استعدادهاى نهفته اش شکوفا شود و همه ى انسان ها در پهنه ى زمین به جایگاه حقیقى شان برسند.

رهاورد بررسى ها نشان مى دهد که تمامِ تلاشِ امامان هدایت (علیهم السّلام)، در این جهت مصروف مى شده که در زمانى که یأسِ از دنیا و حاکمان آن بر شیعیان سیطره پیدا مى کرده، مراقب باشند تا نه تنها این نا امیدى به ناحیه ى رحمت الهى سرایت نکند، بلکه چراغ امید به کارسازى و فرج و گشایش امور از جانب پروردگار متعال را در دل پیروان شان فروزان تر کنند. در روایتى از امام هشتم علیه السّلام چنین رسیده:

ما احسن الصبر، وانتظار الفرج... فعلیکم بالصبر؛ فاِنّه اِنّما یَجییءُ الفرج على الیأس...؛(1) چه نیکو است صبر و انتظار گشایش امور را کشیدن... پس بر شما است که صبر پیشه کنید؛ به درستى که فرج، آن گاه مى آید که ناامیدى فراگیر گشته باشد.

در فضاى مالامال از یأس و ناامیدى و سرخوردگى انسان ها، آشنایى با آینده ى سبز و پرنشاط از مجراى بشارت ها و پیش بینى هاى قطعى و تخلّف ناپذیر انبیا و اولیاى الهى، آدمى را در پى رسیدن به منجى و مُصلحى حقیقى مى دارد. این حالت، در مرحله ى نخست، (تمایلى)بیش نیست، امّا با شناخت بیش تر نسبت به اوصاف متعالى و آرمانى آن مصلحِ موعود و حکومت اش، در کنارِ رویارویى با واقعیّت هاى وحشت ناک و تلخ و نابهنجار عصر پیش از ظهور، رفته رفته به (محبّت) و (دوست داشتن) رکن اصلى آن حکومت اصلاح گر، یعنى قائد و رهبر نهضت، مبدّل مى شود. این جا است که این سخن در جایگاه معنا و مفهوم واقعى خویش قرار مى گیرد:
(اِنّه لا یخرج حتّى لا یکون غائبٌ احبّ اِلى الناس منه، مِمّا یلقون من الشر(2)؛ به درستى که (مهدى موعود (علیه السّلام)) قیام نمى کند تا زمانى که هیچ غایبى نزد مردم محبوب تر از وى نباشد. و این به خاطر شرارت ها و ناروایى هایى است که مردم دیده اند.

اهمّیّت عنصر محبوبیّت اجتماعى تا به آن جا است که وقتى به تاریخ مى نگریم، هیچ حکومتى را نمى یابیم که گفته باشد: (متکى بر ستم و سرکوب، بر مردم اِعمال حاکمیّت مى کند.)

محبوبیّت اجتماعى که آمد، به دنبال خود مقبولیّت را مى آورد و با آمدن مقبولیّت، مردم، مُلتمِسانه، حاکم را بر اِعمال حکومت بر خویش دعوت مى کنند. نمونه ى بارز این مطلب را در ماجراى بیعت مردم با حضرت على علیه السّلام مشاهده مى کنیم.(3) البته، متون رسیده درباره ى نحوه ى بیعت مردم با حضرت مهدى علیه السّلام نیز خالى از این معنا نیست.(4)

به خاطر فراهم بودن همین زمینه ى اجتماعى مناسب، وقتى امام عصر علیه السّلام ظهور مى کند، مردم، با تمام خوشحالى و در نهایت احترام، از آن حضرت استقبال مى کنند. مرحوم سید بن طاووس، رحمه اللّه، در نقلى چنین آورده:

لا یخرج المهدى حتّى یُقتل النفسُ الزکیّه. فاِذا قتلتِ النفسُ الزکیّه غضب علیهم اهل السماء واهل الارض، فأتى الناسُ المهدى وزفوّها اِلیه ما تزّف العروس اِلى زوجها لیله عِرسها؛(5) حضرت مهدى (علیه السّلام) قیام نمى کند تا زمانى که نفس زکیّه به شهادت مى رسد. پس هنگامى که نفس زکیه کشته شد، اهل آسمان وزمین، بر قاتلان او خشم ناک مى شوند. در این هنگام است که مردم، گِرد مهدى (علیه السّلام) جمع مى شوند، و او را همانند عروسى که شب زفاف به سوى خانه ى شوهر مى برند، براى حکومت مى آورند.

بى گمان تعبیر (زفوها اِلیه..). حاکى از اشتیاق شدید مردم به حکومت حضرت مهدى علیه السّلام و فراهم بودن زمینه ى بى نظیر اجتماعى قبل از ظهور است که به هنگام ظهور، این گونه از حکومت آن حضرت استقبال مى شود. و همانطور که از متن روایت ظاهر است این زمینه ى اجتماعى پس از بروز ظلمى آشکار که در قالب شهادت نفس زکیه پدید آمده، در جامعه ایجاد مى گردد، بر همین اساس مى توان علت رویکرد مردم به حکومت مهدوى را در ادامه سرخوردگى ایشان از ظلم و فساد دیگران ارزیابى کرد.
مرور روایاتى که در این باره وارد شده اند به ما مى نمایاند که عنصر محبوبیّت، در بستر سازى براى حکومت حضرت مهدى علیه السّلام، از جایگاه ویژه اى برخوردار است. در بیانى از قتاده چنین رسیده است:

المهدى خیرالناس... محبوبٌ فى الخلایق...(6)؛ حضرت مهدى (علیه السّلام) بهترین مردم است... او، محبوب نزد خلایق است.

در تعبیر دیگرى از اهل سنّت این طور آمده است: اِذا نادى منادٍ من السماء: (اِن الحق فى آل محمد)، فعند ذالک یظهرالمهدى على افواه الناس ویشربون حُبّه فلا یکون لهم ذکر غیره؛(7) هنگامى که ندا دهنده اى از آسمان فریاد زند: (حق در آل محمد (صلّى اللّهُ علیه وآله وسلّم) است).، پس در آن زمان مهدى ظاهر مى شود و محبّت او در دل مردم جاى مى گیرد به طورى که در یاد هیچ کس، غیر او نخواهد بود.

در نقل دیگرى، مقدار اشتیاق مردم به آن حضرت، با تشبیه به شدت شوق ودل بستگى شتر ماده اى به فرزندش بیان شده: ... فیبلغ المؤمنین خروجه فیأتونه مِن کلّ ارض، یحنّون الیه کما تحنّ الناقه الى فصیلها...؛(8) هنگامى که خبر خروج حضرت مهدى (علیه السّلام) به انسان هاى مؤمن مى رسد، از هر سرزمینى به سوى او روانه مى شوند و با اشتیاق به سوى او مى شتابند، همان طور که شتر ماده به طرف فرزند خود مى رود.



پی نوشت ها:


1-      بحار الانوار، ج 52، ص 110؛ بحار الانوار، ج 52، باب 22، ح 7 و...

2-      عقد الدرر، ص 94.

3-      مراجعه شود به خطبه 3 (شقشقیه)، نهج البلاغه.

4-      عقد الدرر، ص 96 وص 142، باب الرابں سنن الدّانى، ابو عمرو الدّانى؛ لوحه 85 و95.

5-      ملاحم وفتن، سید بن طاووس؛ باب 63، ص 139؛ معجم احادیث الاِمام المهدى (علیه السّلام)، ج 1، ص 478، ح 319 (با کمى تفاوت).

6-       عقد الدرر، ص 202.

7-      همان مدرک، ص 83.

8-      همان مدرک، ص 113، باب 4.

تبیان

منبع: کتاب مقدمات ظهور -سید مجتبى فلاح

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 18:55 توسط گمنام

«انتظار»

چهارشنبه پنجم بهمن 1390

«انتظار»

در جوار کوچه های انتظار دعايم کن، در تنگنای سرودن غزل هايم نمی دانم از چه غريبم که ديدگانم به غروب عشق می مانند و به فکر کدامين لاله هستم که اشک در خاکريز چشمانم موج می زند. نمی دانم در ساحل شب به جستجوی کدامين مهتابم و کرانه ی آسمان را به ديدار چه کسی نظاره گر شده ام!!! فقط می دانم که باران در کنج نگاه تو آمدنی است!!!

يوسف فاطمه! ای زمزمه واپسين حياتم، بدان که ابهام اشک من تنديس حضور توست و غروب شعرهايم در سرا پرده انتظار،عبور غريبانه تو را گريه می کند .......

گيرند همه روزه و من گيسويت

جويند همـه هلال و من ابرويت

از جـمله ايـن دوازده مـاه تــــمام

يک ماه مبارک است آن هم رويتالمهدی (عج) طاووس اهل الجنة

لینک ثابت

نوشته شده در ساعت 14:26 توسط گمنام




Powered by BLOGFA
Designed by YAS THEME
خروجی وبلاگ